ابراهيم عاملي ( موثق )
179
تفسير عاملي ( فارسي )
بماند . سالى همشهريان او بحجّ بودند او را گفتند : تو را هيچ آرزوى نمىآيد تا با سر املاك و اسباب خود آئى ؟ آهى بزد و گفت : چه اميد باز آمدن است با دنيا گشتهاى را كه او را رمقى مانده بود آنگه اين بيت برخواند : حسب المحبّ من الحبيب بعلمه انّ المحبّ ببابه مطروح « 1 » * ( وَإِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً ) * - 126 كشف : نوشته است : اين دعاى خليل هم از روى ظاهر بود هم از روى باطن . از روى ظاهر آن است كه گفت : بار خدايا هر كه در اين شهر باشد او را ايمن گردان بر تن و بر مال خويش و دشمن را بر وى مسلَّط مكن . و از روى باطن گفت : بار خدايا هر كه در اين شهر شود او را از عذاب خود ايمن گردان و به آتش قطيعت مسوزان . ابو نجم قرشى صوفى گفت : شبى از شبها در طواف بودم فرادلم آمد كه خداوندا تو گفتى : هر كه در حرم آيد ايمن شد . از چه چيز ايمن شد ؟ گفت هاتفى آواز داد : از آتش ايمن گشت يعنى نسوزيم شخص او را با آتش دوزخ و نه دل او را به آتش قطعيّت . اين از بهر آن است كه خانهى كعبه محلّ نظر خداوند جهان است هر سال يك بار . * ( وَارْزُقْ أَهْلَه مِنَ الثَّمَراتِ ) * - 126 مجمع : از حضرت صادق ع نقل شده است : ثمرات و ميوهها محبّتهاى مردم و توجّه دلهاى آنها است كه ابراهيم از خدا درخواست كرد : دلهاى مردم را به آن جا متوجّه كند و همه به يكديگر مأنوس و مربوط شوند . * ( فَأُمَتِّعُه قَلِيلًا ) * - 126 مجمع : ابن عامر « امتعه » به سكون ميم و تخفيف تا خوانده است و ديگران با فتح ميم و تشديد تا قرائت كردهاند . سخن ما : 1 - يادآورى بمردمى كه آن روز روى سخن با آنها بوده است كه
--> ( 1 ) يعنى عاشق را همان بس كه معشوقش بداند او بر در سراى كشته افتاده است .